نمیدونم آدمی هستش که با چیزهای کوچیک خوشحال نشه یا نه. ولی من همیشه دوست داشتم ازآدمهایی باشم که با چیزهای کوچک خوشحال میشن...شاید قدیما نمیدونستم این چه جور حسیه ولی الان مدتهاست آگاهانه دوست دارم اینجوری باشم و اینجوری بمونم.
یک سری بالش (بالشت؟) داشتیم که روبالشی هاش رو دوست نداشتم. بهتر بخوام بگم اون زمان که تازه ازدواج کردیم و رفتیم خوابگاه متاهلی دانشگاه، مامان مهرداد برامون تشک و چهار تا بالش آماده کرد. دیگه من اون موقع به مامانم گفتم پس شما نمیخواد فعلا از اینجور چیزا زحمت بکشی. جا که نداریم. باشه هر وقت درست یک جایی مستقر شدیم از اینجور چیزها هم میخریم یا میدیم بدوزن و ...روبالشی ها زشت نبودن ها! اتفاقا با مزه و رنگی بودن اما نمیدونم چرا بعد از مدتی شستشو، پارچه ش حالت چرک مرده پیدا کرد و در واقع کدر شد. منم زیاد میشستمشون اما فقط میدونستم که تمیزن و ظاهرشون اون جلای اولیه رو نداشت. دیگه حالا خوابگاه متاهلی که بودیم، اگر مهمون داشتیم چند تا بالش دیگه داشتم از اونها بهشون میدادم. البته بگم حالا اون اولاش اینجوری نبود که خیلی بد باشه. به تدریج اونجوری شد.
سه سال پیش که در گیر و دار بارداری اومدیم اینجا مستقر شدیم بالش و تشک و پتو و همه چی، هم مامانم هم خودم گرفتیم و گفتم دیگه رو بالشی این چند تا بالش رو سرفرصت عوض میکنم...بعدها هم هی میگفتم حالا که وقت ندارم برم دنبال پارچه و ... ولش کن بگذار آماده بگیرم.البته دنبالش هم نمیرفتما...همینجوری چشمم میخورد یکوقت جایی روبالشی داشتن چک میکردم ولی چیزی نبود که خوشم بیاد.
ی دختردایی دارم که وسایل سیسمونی و آشپزخونه و ...میدوزه. کارهاشم همه عالی و درجه یک. روبالشی و رو تختی و ... هم کار میکنه. خلاصه قبل از عید پارسال گفتم فلانی جون، شما که میری بازار واسه مشتری هات خرید کنی ، من تعدادی رو بالشی لازم دارم. فقط جنسش درست درمون باشه و با چند بار شستن از ریخت نیفته. طرح و رنگ هم سلیقه خودتون رو قبول دارم و هر چی بگیرید اکیه. قیمت هم راحت باش.
دیگه اوضاع کرونا شد و منم قرار نبود برم شهرمون. البته بعد از عید و باز شدن مغازه ها دختر داییم واسم پارچه گرفته بود و دوخته بود. تابستون که رفتم خونه مون تحویل گرفتم. 4 جفت رو بالشی ناز...سه تاش رو کشیدم روی بالشها. بقیه ش هم موند. کل پول پارچه و دوخت و ...شد 270. کیف کردما.
از تابستون تا الان روزی سه چهار بار چشمم که بهشون میفته یک نسیم خنکی انگار توی قلبم می وزه. میدونم خنده داره ولی واقعا همین شکلیه... دلم غنج میره. چیز خاصی نیستا ولی روزی چند بار من بخاطرشون مخصوص لبخند میزنم.
طرحش چند وقت پیش توی تلویزیون نمیدونم چه برنامه ای بود دیدم بهش میگفتن برگ انجیری... بعد دیدم آره کلی از این طرح این چند وقته اینور اونور چیزی دیدم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم اسم داشته باشه و چیزهای مختلفی از این طرح موجود باشه.
پ.ن: حالا غنج رفتن از دیدن بالشها یک چیزی! اعتراف میکنم که چند روزی یکبار از به یاد آوردن اینکه 5 تا دیگه از همین روبالشی ها ذخیره دارم یک دور تا نزدیکی های عرش میرم و فوری برمیگردم پایین
پ.ن.2. رفتم سرچ کردم ببینم شکل روبالشی هام دقیقا هستش یا نه. یافتم. روبالشی ها یک طرفش این برگهای درشته. یک طرفش هم اون قسمت که سبز کم رنگه. البته دیگه ما فقط همین روبالشی رو داریم. روتختی و ... ش رو نداریم.
چقدر قشنگن...مبارکت باشن...واقعا خوش سلیقه س دختر دایی ت...
منم با اینجور چیزا خیلی ذوق میکنم...خیلییییی خوبن ...نمونه ش همون ست آشپزخونه م که برام دوختن...دیدنش واقعا روحم رو تازه میکنه...
ممنون عزیز دل. اره خدایی دختر داییم سلیقه ش خوبه. کارهای دستشم قشنگه. من همه لحاف و تشک و کوسنهای تخت فندق هم دست خودش سپردم عالی شدن...
ای جانم. عروس عزیز... واقعا. حالا شما که همه وسایلت هنوز نو هست کلی جا داری واسه ذوق کردن. مبارکت باشه عزیزم
مبارک باشه. من هم همین طوری هستم. من البته بیشتر نگهداری می کنم و هر بار یادم میافته که مثلا فلان دم کنی رو دارم که هنوز استفاده نکردم خوشحال میشم اما همسرم این رو درک نمی کنه و میخواد هر چیز استفاده بشه. اصلا نمیتونه بفهمه چطور ممکنه صرف داشتن یه وسیله برای انسان شادی آفرین باشه.
ممنون از شما. آره خب میدونید آدمها متفاوتن دیگه. مثلا من یادم میاد دانشگاه که میرفتم و توی خوابگاه بودم، مثلا یک کفشی مانتویی چیزی میخریدم و توی ذهنم مثلا با خودم قرار گذاشته بودم که اینو اول ترم بعد بپوشم یا روز فلان سمینار بپوشم یا... بعد دوستام میگفتن وااای چطور میتونی صبر کنی؟ ما بودیم فردا استفاده میکردیم. ولی من با فکر اینکه اینو دارم و خریدم و خیالم راحته خوشحال بودم.
حالا گرچه اینروزها با این وضعیت اقتصادی من اینکه یک چیزی ذخیره دارم رو برد اقتصادی هم میدونم و شادم میکنه. مثلا همین روبالشی عید متری 45 گمونم شد. خب الان مسلما گرونتره. هم اینکه واقعا زحمت گشتن و یافتن وسیله مورد علاقه و پسند هم کم میشه.مورد دیگه اینکه وقتی یک چیزی هنوز نیاز نداریم خب چرا باید استفاده بشه؟!
حالا گاهی با خنده شوخی واسه جناب همسر توضیح بدین و بیارینشون تو تیم خودمون
خیلی قشنگه
چشماتون قشنگ میبینه. سپاس