حال و روزم جوریه که یا پی ام اسه یا باردارم!!!!! امروز کلییی چیز سنگین بلند کردم و اگر مورد دوم هم بود به نظرم دیگه نیست!!!!!!!
وسط این جا به جایی ها، فندق میگه میشه یکی از کارتن ها که لازم نداری رو من بردارم؟ همون آدمی که دیشب قول همکاری داده بود، الان وسط یک کارتن نشسته و میگم مامان این چیه؟ میگه قایقه!!!!!!!!هر از گاهی هم میاد بیرون و یک چیزهایی با ماژیک روی بدنه قایق!!!!! میکشه.
واسه روز دوم مهمونی دو تا نظر اینجا دریافت کردم که الویه ندم شاید باعث دلدرد بشه و یکی هم اینکه چیزهایی مثل لازانیا هم میشه درست کرد. سپاس بابت پیشنهاد. حالا فکرم درگیر این شده که برای حدود یازده نفر اگر لازانیا خوب درنیاد چی؟ از لحاظ مقدار میتونم برآورد کنم و سعی کنم کم و زیاد نشه اما میترسم خوب نشه!
گزینه کتلت هم هنوز روی میزه اما خب اینکه شب قبل درست کنم و روز گرم کنم و ساندویچ بگیرم نگرانم خوب نباشه. حالا اینکه گیر دادم به ساندویچ و اینا چون حس میکنم و اصلا صحبتش هم شده که در واقع مهمانها یا در حال دوش گرفتن هستند یا زیر دست آرایشگر و شینیون کار و کلا مهمونی طبیعی نیست. پراکنده غذا میخورن. فکر کردم چیزی باشه که راحت تر بشه خورد و ...
تو ذهنم به خودم میگم سختش نکن و هر جور که شد پیش برو. یهو میبینید به سرم زد همون الویه درست کردم.
تا الان فکر کردم که واسه جشن شکوفه ها، چی بپوشم و لباسی که تو جلسه شورای دبیران چند روز پیش پوشیدم رو میپوشم. رسمی و در عین حال مشکی و ...نیست. ( رفتم جلسه چند روز پیش میبینم فقط منم که با روسری اومدم، بعد عجیب بود که خسته شده بودم دلم میخواست پام رو روی اون یکی پا بندازم. صد بار چک کردم حتی یک نفر اونجوری ننشسته بود و دیگه منم بیخیال شدم.) گفتند که تا یک ربع به یازده تموم میشه. امیدوارم.
راستی لوستر هم گرفتیم و اومدن نصب کردند چند روز پیش. اون دو تا لوستر قبلی هم بردیم اتاق خواب و اتاق فندق. خوب شد.در واقع استایل لوستر قبلی ها بیشتر مناسب همون اتاق بود ولی ما اون زمان راضی بودیم و الان هم اگر مشکل نور نبود و مهرداد خودش پیشنهاد نمیداد، واسه من مهم نبود. نردبون که گذاشته بودیم واسه نصب لوستر، هنوز وسط هاله. فندق تمام این چند روز هر چی ابزار اسباب بازی داشته رو تو یک کیف کوچولو جا داده و انداخته گردنش و کلا بالای نردبون بوده و خودش میگفت مامان من تو « کارآگاه» هستم!!!!!!!!!! ( منظورش کارگاهه) تازه یکی دو روزه نردبون رو رها کرده. صد بار هم بخاطر لوسترها تشکر کرده و خیلییی ذوق کرده و میگه خوشگله و از اینکه اتاق خودش هم لوستر داره شاده. روشن هم نکرده ها. نور اتاقش خوبه و البته که تا هال هست چرا اتاق؟!!!
از سرنوشت رو این مدت دیدیم. مهرداد کلا دوست داره موقع نهار یا شام یک سریالی چیزی ببینه و بعد از نهار هم حین دیدن همون سریال خوابش میبره. من تلویزیون و سریال ایرانی نمیبینم اما آقا مهرداد سبب خیر میشه همیشه. از اونجایی که برنامه قاطی پاتیه و وسط سریال هم ممکنه بخوابه، سریالها رو دانلود میکنه و اینجوری میبینیم. الان از سرنوشت و غریبه تو برنامه س. از سرنوشت چه باحاله. من قبلا بهش توجه نکرده بودم. فندق امروز میگه مامان من رو «هاشم» صدا کن.
هر بار این بچه میگه کاش اسم من .....باشه یا من رو .....صدا کنید ما بدون هیچ مقاومتی و خیلیییی راحت قبول میکنیم و چند روز کیف میکنه و بعد هم یادش میره. فعلا برم که «هاشم» نهار نخورده هنوز.
سلام
حلیم بادمجون یا کشک بادمجون و سالاد ماکارونی هم به نظرمخوبن
سلام سارا خانم ...ممنون از نظرتون.
اره، کشک بادمجون قبلا جزو لیست بود اما مهمانها دو روز نهار هستند و چون نهار روز اول قرار شد خورشت قیمه بادمجون باشه، دیگه روز دوم بادمجون نمیتونه باشه.
سالاد ماکارونی هم میبرم تو شورای خانواده!!! بررسی کنیم. ممنون از کمکتون
والله من مهمون خونه شما باشم ، کیف میکنم ساندویچ الویه و کتلت بخورم، بنظرم سختش نکن، لقمه خوردن راحته.. حتی ساندویچ مرغ هم خوبه، الکی لازانیا نپز، اینجوری آرایشگر داره مو درست میکنه، طرف میتونه لقمه شو بخوره
عزیزم...ممنونم. همیشه به من محبت داری

خیلی متشکرم از پیشنهادت. این هم گزینه خوبیه. در شورای خانواده مطرح میکنم