راستی پس از طی فراز و نشیبهای بسیار جاری دار شدم! دیروز باهاش رفتم واسه انتخاب آرایشگاه. مامان مهرداد اینا نیستن و شهر دیگه محل زندگیشون هستن لذا من رفتم با عروس. البته بحث قیمت نیستش دیگه و میخواستن آرایشگاهی باشه که یهو یک زامبی تحویلمون نده اما من اومده بودم واسه مهرداد از قیمتها میگفتم مهرداد با دهن باز میگفت:"بیا! حالا هی برو درس بخون پی اچ دی بگیر!"
خب منم که اهل آرایشگاه رفتن نیستم زیاد و واقعا این قیمتهای رنگ و آرایش و ...واسه منم عجیب بود چه برسه واسه مهرداد!
پ.ن: با احترام به هنر همه دوستان آرایشگر. منظور این نیستش که هنر دوستان ارزش نداره ، منظور عدم تناسب بین درآمد توی مشاغل مختلفه. اینو گفتم که اگر دوست آرایشگری اینو خوند دلخور نشه...
مبارکهههههههههههههه....
اینروزا چی گرون نیستش؟!!! فقط کارای حقوق بگیری
دقیقا...